ارومیه ای که دیگر دریاچه ندارد/ دریاچه در حال پیوستن به تاریخ است

مدیریت ناصحیح، برداشت بی رویه، افتتاح سد در حوضه آبریز و تجاوز کشاورزان منجر به خشک شدن آب دریاچه و نقطه آغازین این بحران شد.

پایگاه خبری محیط بان دماوند(DEWNA): به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان؛ چند سالی می شود که خشکسالی بلای جان کشور شده و تلاش مسئولان برای جلوگیری از این پدیده شوم تقریبا بی ثمر مانده است. خشکسالی ای که بیشتر در زاینده رود و دریاچه ارومیه نمود پیدا کرد.

دریاچه ای که بود

دریاچه اُرومیه نام دریاچه‌ای در شمال غربی کشور ایران است و یا بهتر بگوییم بود. طبق تقسیمات کشوری، این دریاچه میان دو استان آذربایجان غربی و استان آذربایجان شرقی قرار گرفته است. مساحت این دریاچه در تابستان ۲۰۱۵ در حدود شش هزار کیلومتر مربع بود که در ردیف ۲۵امین دریاچه بزرگ دنیا از نظر مساحت قرار می‌ گرفت. دریاچه ارومیه، بزرگ‌ترین دریاچهٔ داخلی ایران و دومین دریاچه بزرگ آب‌شور دنیا بود. آب این دریاچه بسیار شور بوده و بیشتر از رودخانه‌های زرینه‌رود، سیمینه‌رود، تلخه رود، گادر، باراندوز، شهرچای، نازلو و زولا تغذیه می‌شود.

این دریاچه از اواسط دهه ۸۰ شروع به خشک شدن کرد و امروزه در خطر خشک شدن کامل قرار دارد. بررسی تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که در سال ۲۰۱۵ دریاچه ۸۸ درصد مساحت خود را از دست داده (گزارش‌های قبلی تنها به از دست رفتن ۲۵ تا ۵۰ درصد مساحت دریاچه اشاره کرده‌بودند). دلایل بسیاری برای خشک شدن دریاچه ذکر شده است از جمله خشکسالی، احداث بزرگراه بر روی دریاچه، و استفاده بی‌رویه از منابع آب حوزه آبریز دریاچه.

ارومیه ای که دیگر دریاچه ندارد/ دریاچه ای در حال پیوستن به تاریخ است

تحقیق جدیدی توسط چند تن از محققان در آمریکای شمالی نشان می‌دهد که خشک‌سالی تنها باعث کاهش ۵ درصدی بارش در حوزه آبریز دریاچه شده و عوامل انسانی شامل پروژه‌های جاه‌طلبانه توسعه اقتصادی-آبی به همراه ساخت بزرگراه ۱۵ کیلومتری بر روی دریاچه با دریچه کوچک ۱/۲ کیلومتری وضعیت دریاچه را به بحران کشانیده است. تا سال ۲۰۱۲ بیش از دویست سد بر روی رودخانه‌های حوزه آبریز دریاچه در مرحله آماده بهره‌برداری، یا پایان مراحل طراحی بودند.

مدیریت ناصحیح و نبود برنامه ریزی های لازم از صیانت دریاچه ارومیه، برداشت بی رویه، افتتاح سد در حوضه آبریز، تجاوز کشاورزان و ایجاد چاه های بی رویه در مزارع اطراف منجر به خشک شدن آب دریاچه و نقطه آغازین این بحران شد.

دوازده سال پیش که دولت های نهم و دهم روی کار آمد و کارگروه ویژه ای به ریاست معاون اول رئیس جمهوری وقت تشکیل شد انتظار می رفت گام های اساسی برای احیای دریاچه ارومیه برداشته شود، اما متاسفانه هیچ کدام از طرح های علاج بخشی دولت نتیجه نداد و امروز وضعیت بحرانی تر از قبل به نظر می رسد. خطر سونامی نمک، اجبار به کوچ اهالی منطقه شمالغرب به ویژه آذربایجان غربی در صورت ادامه روند فعلی، خشک شدن بیش از ۸۵ درصد از مساحت دریاچه ارومیه در حالی مطرح می شود که هنوز راه علاج نهایی برای نجات دریاچه ارومیه ارائه و اجرایی نشده است.

 عده‌ای از کارشناسان می‌گویند که در صورت خشک شدن کامل این دریاچه، هوای معتدل منطقه تبدیل به هوای گرمسیری با بادهای نمکی خواهد شد و اقلیم منطقه را تغییر خواهد داد. به عقیده برخی دیگر در صورت خشک شدن احتمالی دریاچه، شاهد بارش باران نمک در بسیاری از استان‌های همجوار خواهیم بود و ادامه این امر منجر به آواره شدن ۱۳ میلیون نفر خواهد شد. حداقل این است که به اعتقاد اکثر متخصصین حاصل این خشک شدنِ تدریجی نابود شدن پارک ملی دریاچه ارومیه است، و غبار برخاسته از بستر بیابانی دریاچه، معیشت و سلامت ۶ میلیون انسان را در منطقه با خطر مواجه می‌سازد.

ارومیه ای که دیگر دریاچه ندارد/ دریاچه ای در حال پیوستن به تاریخ است

۲۰ سال از اولین هشدارهای زیست محیطی مبنی بر خشک شدن دریاچه ارومیه می گذرد. طرح ها و اعتبارات متعددی از جمله بارورسازی ابرها، اصلاح الگوی کشت، توقف سد سازی در منطقه، انتقال آب بین حوضه ای و… مطرح و هزینه شده، اما جای تاسف است با گذشت این همه سال امروز از شکست این طرح ها سخن به میان آوریم. جای تاسف است به نقطه اول دوازده سال گذشته برگردیم و بگوییم طرح های علاج بخشی مصوب دولت های نهم و دهم نتیجه نداده و باید کلیه طرح ها بازنگری شود، جای تاسف است بگویم دچار اشتباه تاریخی شده ایم، جای تاسف است اعتراف کنیم آذربایجان غربی جلوی برخی از نمایندگان مجلس منطقه که از دریاچه استفاده سیاسی و تبلیغاتی می کنند کم آورده است.
موضوع دریاچه ارومیه یک مسئله اجتماعی و زیست محیطی است، نباید به یک موضوع سیاسی تبدیل شود. خشک شدن دریاچه ارومیه به معنی اتفاق افتادن سه میلیون نفر کوچ اجباری است که هزینه های چندین هزار میلیارد تومانی را برای کشور در پی خواهد داشت. نجات دریاچه تنها وظیفه مسئولان استان های آذربایجان نیست، بلکه استان های هم جوار، نیز باید در احیای دریاچه ارومیه کمک کنند و حتی اگر دیده شد که نمی توتن این معضل را حل کرد بهتر است از کشورهای همسایه و سازمان های بین المللی کمک گرفت.
ارومیه ای که دیگر دریاچه ندارد/ دریاچه ای در حال پیوستن به تاریخ است
اسداله قره خانی سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان، با اشاره به اقدامات وزارت نیرو در راستای احیای دریاچه ارومیه، اظهار داشت: سازمان های آب منطقه ای مربوط به معاونت وزارت نیرو و وزارت جهاد کشاورزی باید برنامه های بلند مدتی در جهت احیای مجدد دریاچه به کار گیرند و تحت تأثیر فشار های کوتاه مدت قرار نگیرند. وزارت جهاد کشاورزی با افزایش راندمان در واحد سطح باید عملکرد محصول در هکتار را افزایش دهد چرا که افزایش سطح زیر کشت و استفاده ناصحیح از رودخانه هایی که سرشاخه آن به دریاچه ارومیه متصل است، می تواند در استمرار این بحران نقش بسزایی داشته باشد.
 ویژگیهای زیستی دریاچه ارومیه که دانستن آنها عمق فاجعه را بیشتر به ما نشان می دهد

۱. حوضه دریاچه ارومیه جزو تقسیم بندی های مرکز تنوع گیاهان WWF  و IUCN    قرار دارد .
۲. در حوضه اکولوژیکی دریاچه ارومیه ۵۴۶ گونه گیاهی به ثبت رسیده است .
۳. دریاچه ارومیه شامل انبوه فراوانی از جلبک های سبز – آبی است، تولید بالای این جلبکها اساس زنجیره غذایی را ایجاد می کند.
۴. در حوزه اکولوژیکی دریاچه ارومیه ،۲۷ گونه پستاندار ،  ۲۱۲ گونه پرنده ، ۴۱ گونه خزنده ، ۷ گونه دوزیست و ۲۶ گونه ماهی وجود دارد .
۵. دریاچه ارومیه زیستگاه زمستان گذرانی گروه های بزرگی از مرغان آبزی  ( بویژه اردکها و مرغان دراز پا Waders )است. علاوه بر این بزرگترین کلنیهای تولید مثلی فلامینگو در ایران و همچنین پلیکان سفید را پذیرا می شود .
۶. دو نوع از پستانداران در معرض نابودی به جزایر پارک ملی دریاچه ارومیه معرفی و در آنجا جمعیت آنها افزایش یافت . این دو نوع پستاندار گوزن زرد ایرانی  Dama  mesopotamica و قوچ و میش ارمنی  Ovis  orientalis  gimelini است.
۷. مهمترین بی مهره آبزی دریاچه ارومیه  Artemia  urmiana  می باشد که یک گونه میگوی بومی آب شور است. این جانور از رده سخت پوستان بوده و تامین کننده غذای بسیاری از گونه های مهم پرندگان ( فلامینگو ) است.
۸. در دریاچه ارومیه تعداد زیادی زیستگاه های آبی و خشکی وجود دارد . ۱۷ سایت بحرانی شامل خود دریاچه، بعضی زیستگاه های خشکی مهم و تالابهای اطراف دریاچه به عنوان مهمترین نواحی جهت مدیریت حفاظتی و حمایتی مطرح شده اند .

ارومیه ای که دیگر دریاچه ندارد/ دریاچه ای در حال پیوستن به تاریخ است
 هر دولتی که روی کار می آید، قبل از انتخاب شدن توسط مردم شعارهای زیبایی برای حل معضل دریاچه ارومیه می دهد، شعارهایی که از بیست سال گذشته در حد شعار باقی مانده اند. در هر حال باید دید که مسئولان کشور می توانند این معضل چند ساله را حل و فصل کنند یا باید بنشینیم و ببینیم که شاید نزولات آسمانی بیاید و مشکل را حل کند، نزولاتی که در بسیاری از موارد مانند آلودگی هوای کلانشهرها به دادمان رسیده اند…
انتهای پیام/

You May Also Like

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ثابت کنید که ربات نیستید: *