ما مسئولیم یا متهم؟!

چندی پیش دختر جوانی در شبکه‌های اجتماعی تصاویر عجیبی از خود را در حال شکنجه یک حیوان خانگی منتشر کرد که عمق قساوت آن موجب حیرت شد.

پایگاه خبری محیط بان دماوند(DEWNA): اصغر محمدی فاضلزیست بوم/اصغر محمدی فاضل*: رخ دادن هر حادثه‌ای به دنبال خود موج‌های متفاوتی همراه می‌آورد و «هرکسی از ظن خود» یار می‌شود و سرزنش یا تشویق محض «معلول»‌ها، گاهی آن‌قدر دامنه گسترده‌ای پیدا می‌کند که «علت»‌ها فراموش می‌شود. اما از جامعه اندیشمندان و کارشناسان و تصمیم‌گیران و مدیران انتظار می‌رود بجز همدردی یا شادمانی عمومی، بعد از فرونشستن غبارهای هیجانی و فارغ از سوت و کف و شیون‌های معمول، اندکی از «چگونگی» فاصله بگیرند و به «چرایی» بپردازند.

جرایم محیط‌زیستی نیز در برخی شرایط انعکاس گسترده پیدا می‌کنند و باعث جریحه‌دار شدن افکار عمومی می‌شوند تا جایی که جُرم‌شناسان، قضات، روزنامه‌نگاران، آموزگاران و حتی سیاستمداران هرکدام از منظرهای متفاوت به آن موضوع می‌پردازند. اتفاقی که در سال‌های اخیر در حوزه محیط زیست دیده می‌شود نوعی خشونت عریان در قبال طبیعت و اجزای آن نظیر گیاهان و جانوران است.

چندی پیش دختر جوانی در شبکه‌های اجتماعی تصاویر عجیبی از خود را در حال شکنجه یک حیوان خانگی منتشر کرد که عمق قساوت آن موجب حیرت شد. این‌که این همه خشونت چطور در وجود یک دختر جوان که انتظار می‌رود بیشتر از متوسط جامعه از لطافت روحی برخوردار باشد، ریشه دوانده است؟

به عنوان یک معلم ریشه بسیاری از این دست اتفاقات را لکنت در تبیین و اجرای یک راهبرد آموزشی هدفمند می‌دانم که به عنوان نمونه در حوزه محیط زیست برای رفع تکلیف و با بودجه‌ای در مقیاس اداره بهداشت یک روستا به نهادی محول شده که در تأمین معاش پرسنل خود نیز با چالش جدی مواجه است.

شاید کسانی بگویند که وقتی یک کودک یا ﻧﻮﺟﻮان در یک رفتار هیجانی صدمه‌ای به محیط‌زیست می‌زند، «آموزش» به چه کارش می‌آید؟ اما پاسخ این است که اتفاقا مهم‌ترین کارکرد آموزش همین‌جا و در «پیشگیری» است. این‌که کمک کند افراد بسادگی در تله هیجانات کاذب گرفتار نشوند و مانع از آن شود که «نیت تفریح» تبدیل به «فعل مجرمانه» شود.

خوب است این سوال را از نظام آموزشی خود بپرسیم که در مدارس ما چند درصد از اصراری که بر حفظ فرمول‌های شیمی و ریاضی و فیزیک برای موفقیت در کنکور می‌شود، برای «تربیت شهروند» صرف می‌شود؟ اصولا مقوله شهروند خوب بودن در نظام آموزشی و فرهنگی ما چه جایگاهی دارد؟ چرا شکستن شاخه درخت یا مصدوم کردن یک جانور، در نظام رفتاری ما کار ناپسندی نیست؟ اصلا کجا قرار است این آموزش‌ها به ما و فرزندان ما داده شود؟

مدارس کنکور محور و به پیروی از آنها، رسانه‌ها تمام همت‌شان را صرف این می‌کنند که یک دانش‌آموز را به دانشگاه هدایت کنند. حتی گاهی به او توصیه می‌کنند که وقتش را با خواندن «کتاب غیردرسی» هدر ندهد و روی کتاب‌های «تست» تمرکز کند! در دانشگاه‌ هم جوان را هنگامی که شاکله اصلی شخصیت او تقریبا شکل گرفته تحویل می‌گیرد و تغییر دادن آن بسیار دشوار است. والدین هم آنچنان درگیر معاش هستند یا به مراکز آموزشی اطمینان کامل دارند که یا انگیزه یا زمانی برای این کار ندارند و حتی اگر همت و فرصت داشته باشند، مهارت لازم برای آن‌که بتوانند آن را به فرزندان خود منتقل کنند، ندارند.

پرسش، ساده اما گزنده است؛ کدام نهاد باید فرزندان ما را تربیت کند تا آنها نسبت به افراد، اشیا و طبیعت اطراف خود، رفتاری انسانی‌تر داشته باشند؟
* کارشناس محیط زیست

روزنامه جام جم

You May Also Like

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ثابت کنید که ربات نیستید: *